میگ چونک تو و بچه رو تنها کردن اینهمه شب ترسیدی و من شیفت بودم تنها خوابیدی ،به بابات زنگ زدم گفتم ملیکا تنهاس گفته بزار عادت کنه ،اینا و کلی بی احترامیی ک کردن منم اونجا نمیام
بهش حق میدم خودمم تمایلی ندارم برم،اخه بابام زنگ زد بااین لحن گفت ؛ما امشب مهمون داریم شمام میاین اینجا؟گفتم نمیدونم.گف اگ میاین خبر بده با ی لحن نسبتا بد،بخاطر کاراشون از خانوام ناراحتیم،ولی خب موندم چیکا کنم
تو همین چن تا تاپیک قبلم گفتم چرا ،قضیه ش مفصله