منم مشابه خاطره شما را دارم
گالری جواهرات بودم یک خانم و آقای مسن اومدند واااااااااااااااااااای که خیلی اصیل و شیک پوش و خوش مشرب بودند با روی خوش وارد شدند
خانمه گردنبد میخواست همسرش میگفت نه دلم میخواد شش تا النگو برات بخرم بریزم دستت جیلینگ جیلینگ کنه
خلاصه براش برداشت وقتی میخواست بندازه دستش
کمک دادند که خانم بپوشه
اقا که همسرش باشند میگفت تو رو خدا یواش دستش زخم نکنید
بعد چقدر ذوقشو کرد زمانی که النگو ها توی دست خانمش دید
دلم رفت براشون 😍
الهی که هر کجا که هستند سلامت و دل خوش باشند ♥️💯