چیزی بگم شوهرم در حد توانش میخره خودمم درامد دارم
طلاهامو همشو با پول خودم خریدم برای شوهرم طلاهای عروسیمم فروختم
خونه نداریم ماشینم قدیمی
خرید خوشحالم نمیکنه
مسافرت فقط وقتی اونجاییم و میگردیم خوشحالم اونم اگه دخترم گریه نکنه
برگردیم دوباره بی حوصله
جاهایی که دوست دارم کافه و استخر اینا نمیشه برم دخترمو کسی نگه نمیداره
کسی نیست حرف بزنم دردل کنم دوسم داشته باشه
چیکار کنم بنظرتون