2777
2789

پیش از تو رسم بود پیامبران عصا اژدها کنند؛ دریا بشکافند؛ طوفان به راه اندازند؛ آتش را باغستان کنند.
تاریخ میگوید شب میلاد تو اما همه پادشاهان، از خسرو ایران تا قیصر روم و امپراطور چین و دیگران لکنت گرفتند. لال شدند چندساعتی. کاهنان نیمه‌شب لباس پوشیدند؛ تا روت و مهره و عود برداشتند و آتش انداختند. دودها که خوابید، گفتند مولود امشب با خود کلمه آورده؛ کلمه!
آری پیش از تو در جهان کلمه نبود.
جهان سراسر سکوت بود؛ بدون هیچ حرف!
تو آمدی.
میان شمشیرهای آختهٔ از نیام بیرون‌آمده.
میان بردگان و کنیزان سیاه؛
زیر شکنجه‌های سنگین اشراف.
میان زن‌های کبودچهره از تازیانه‌های متعدد شوهران.
میان قبرهای کوچک خالی؛
آماده برای دفن فوری دخترکان قبیله.
تو آمدی.
بر دامنه کوه ایستادی
و کلمه‌هایت را گفتی.
رود شد.
جاری شد در میان شهر.
بردگان را از حضیض شکنجه‌ بیرون کشیدی و بر مسندها نشاندی.
مردان را از چشمه کلمه‌هایت نوشاندی. شلاق‌ها را غلاف کردند و بوسه پشیمانی بر کبودی‌های زنان ریحانه‌‌سان زدند.
تو آمدی.
در قبرهای کوچک خالی، کلمه کاشتی.
جوانه زد و درخت شد.
دخترکان، بزرگ شدند و در سایه‌اش بازی کردند.
درخت کلمه‌هایت میوه داده محمد(ص)!
شجره طیبه‌ای شده تناور و سبز و پربرگ؛
با سایه‌ای خنک. تیشه‌ها بر آن اثر نمی‌کند.
آتش‌ها نمی‌سوزاندش.
هیچاهیچ.
و ما امت تو؛ امت بزرگ و قدرتمند تو؛ از همه رنگ‌ها و در همه لباس‌ها؛ در خنکای سایه‌سار شجره‌ات، ایستاده‌ایم.
بیرق کوچک مخفی در شِعب و کوخ‌های قریش‌ات را حالا بر سر دست گرفته‌ایم به دنبال فتح.
هیچ متوقف‌مان نمی‌کند.
کلمه‌هایت را در گوش هم زمزمه میکنیم تا به گوش عالم برسانیم؛
و تو را ندیده، همگی پذیرفته‌ایم که هنوز در جهان سکّه‌ به نام محمد است.
کاهنان درست گفته بودند.
مولود آن شب، با خود کلمه آورده بود؛ کلمه!
#مهدی_مولایی
#میلاد_پیامبر_اکرم
#هفته_وحدت‍ 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792