برادرمن ژنتیکی ی بیماری داشت ذهنش نتونست رشد کنه و معلول بود که فوت شد البته به علت بیماری فوت نکرد فوتش دلیل دیگه داشت حالا ماه دیگه عروسیمونه چند وقته عقدیم قبلشم دوست بودیم همسرم نمیدونه برادزم مشکل داشته نگفتم بهش نمیدونم چیکار کنم میترسم از فامیل بشنوه بعدا دردساز بشه
پرستاری از دیار عاشقان پرستاری شغل من نیست عشق من است.
مادر شدن مثه آتو دادن به دنیاست، همیشه استرس داری همیشه نگرانشی .پسر قشنگم از وقتی اومدی هر روز مامانی بهاره😍.مادر بودن حس عجیب و خاصیست. احساس میکنم قلبم جایی بیرون از سینه میتپد. پسرم، مرد کوچکم، جهان برای من در تو خلاصه میشود💙💙💙 پسرم آرام دوستت خواهم داشت طوریکه هیچکس به جز خودت این حس مرا درک نخواهد کرد💙