من عقد بسته هستم
از شوهرم دورم هستم
کلا شوهرم تصمیم گرفته قبل از عروسیمون کارای درسشو تموم کنه تا وقتی رفتیم سر خونه زندگی وقت گشت و گذار و صفا داشته باشیم
به خاطر همین سرش شلوغه. هم سر کار میره و هم خیلی درس میخونه
الان کل تعطیلات رو مرخصی گرفته که درس بخونه و سه روز اخر رو بریم گردش
توو کل این هفت روز دو روز پیش هم بودیم اونم نصفش در حال درس بود و وقتی نبودیم هم تلفنی خیلی کم حرف میزنیم شاید روزی بیست دقیقه
امروز از صبح هیچ خبری ازش نبود تا ساعت شش که زنگزدم دیدم خوابه.
من واقعا کلافه شدم
تمام چهارسالی که ما باهم بودیم به درس خوندن گذشت و از خیلی تفریحا و با هم بودنا زدم.
دیگه نمی دونم چه جوری صبر کنم. دوست ندارم غر بزنم. شما بگین چطور به این قضیه اهمیت ندم.