راستش چیزی که گفت این بود که جاریم مشکل قلبی داره و چند بار اقدام به بارداری به روشهای مختلف کردن و نشده
خودشون تهرانن و دوستی تو کاشان براشون شخصی مطمین پیدا کرده.
کارا رو انجام دادن ولی برادرشوهرش به جاریش گفته بازم نشده
و قضیه کنسله.برای اینکه همسرش استرس طولانی نکشه
از طریق و واسطه دوستشون کارها و هزینه ها انجام شده
دو هفته مونده به زایمان به همسرش خبر داده بچه اوکی شده
یه شب زنگ زدن که خانم دردش گرفته رفتن بچه که بدنیا اومده تحویل گرفتن و هزینه ها رو دادن و اومدن
چیزی که ازشون شنیدم
راستش بیشتر نپرسیدم و اطلاعات ندارم چون میدونید که اصولا اشخاص از تجسس تو این جور مسایل خوششون نمیاد.اینا رو هم بدون اینکه بپرسم گفتن.چون من اصلا جاریشو نمیشناسم