2777
2789
عنوان

درخواست بدید

72 بازدید | 9 پست

بحرفیم  دلمون واشه 🥹

دوستان عزیز تاپیک های آخر من هستم یعنی نابغه تصادفی تاپیک های اول مال خواهرم بودم اشتباه نشه با شماره خواهرم اومدم ممنون تشکر

دلم با این چیا وا نمیشه 

دوست داشتم مامانم پیشم باشه که نمیتونه بیاد 

هشتم شهریور ۱۴۰۴💕روزی که خدا دختر خوشگلم و بهم هدیه داد🎊وقتی دارم مینویسم اینو که جای بخیه هام هنوز خیلی درد میکنه ، وقتی می‌شینم بخاطر بی‌حسی نخاعی سر درد بدی دارم ، تازه امروز تونستم راه برم ، مامانم موقعیتش جوری بود که نتونست بیاد پیشم بمونه ، و حس میکنم تو دوره حاملگی برای دخترم کم گذاشتم💔 همه اینا رو مینویسم تا روزی که دردم کامل تموم شد ، دخترم از آب و گل درومد ، مامانم مشکلاتش حل شد و فهمیدم هرکسی ممکنه فکر کنه مامان بدی هست ، بیام و باز بخونم اینارو و بفهمم سخت ترین چیزا هم میگذره ، مثل لحظه اول بعد از زایمانم که گفتن راه برو ... خیلی دردناک بود ولی گذشت✅💞                 امروز بیست و هشتم شهریور ماهه ، بیست رو از زایمانم و متن بالایی گذشته ، حالم خیلی خوبه😍کارای خونمو خودم میکنم ، کارای نی نی هم همینطور 😍 🥺♥️😍من یه مادر موفق هستم😍 دوست دارم ورزش رو شروع کنم که فعلا یکوچووولو خیلی خیلی کم شکمم و کمرم درد میکنه و بعد از درد و خونریزی چهل روزه حتما میرم باشگاه 😌💪🏻  توی این مدت همسرم خیلی حواسش بهم بود خدا خیرش بده♥️💕   امیدوارم روزی برسه که اندامم هم باز بتونم درست کنم💃🏻♥️

دلم با این چیا وا نمیشه دوست داشتم مامانم پیشم باشه که نمیتونه بیاد

چرا نمیتونه 🥹😣

دوستان عزیز تاپیک های آخر من هستم یعنی نابغه تصادفی تاپیک های اول مال خواهرم بودم اشتباه نشه با شماره خواهرم اومدم ممنون تشکر

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

چرا نمیتونه 🥹😣

داره دنبال خونه میگرده پولش خیلی کمه وسیله نقلیه هم نداره پیاده از صبح تا شب میگرده اینور اونور دنبال خونه😔

هشتم شهریور ۱۴۰۴💕روزی که خدا دختر خوشگلم و بهم هدیه داد🎊وقتی دارم مینویسم اینو که جای بخیه هام هنوز خیلی درد میکنه ، وقتی می‌شینم بخاطر بی‌حسی نخاعی سر درد بدی دارم ، تازه امروز تونستم راه برم ، مامانم موقعیتش جوری بود که نتونست بیاد پیشم بمونه ، و حس میکنم تو دوره حاملگی برای دخترم کم گذاشتم💔 همه اینا رو مینویسم تا روزی که دردم کامل تموم شد ، دخترم از آب و گل درومد ، مامانم مشکلاتش حل شد و فهمیدم هرکسی ممکنه فکر کنه مامان بدی هست ، بیام و باز بخونم اینارو و بفهمم سخت ترین چیزا هم میگذره ، مثل لحظه اول بعد از زایمانم که گفتن راه برو ... خیلی دردناک بود ولی گذشت✅💞                 امروز بیست و هشتم شهریور ماهه ، بیست رو از زایمانم و متن بالایی گذشته ، حالم خیلی خوبه😍کارای خونمو خودم میکنم ، کارای نی نی هم همینطور 😍 🥺♥️😍من یه مادر موفق هستم😍 دوست دارم ورزش رو شروع کنم که فعلا یکوچووولو خیلی خیلی کم شکمم و کمرم درد میکنه و بعد از درد و خونریزی چهل روزه حتما میرم باشگاه 😌💪🏻  توی این مدت همسرم خیلی حواسش بهم بود خدا خیرش بده♥️💕   امیدوارم روزی برسه که اندامم هم باز بتونم درست کنم💃🏻♥️

داره دنبال خونه میگرده پولش خیلی کمه وسیله نقلیه هم نداره پیاده از صبح تا شب میگرده اینور اونور دنبا ...

تنها زندگی می‌کنه 

دوستان عزیز تاپیک های آخر من هستم یعنی نابغه تصادفی تاپیک های اول مال خواهرم بودم اشتباه نشه با شماره خواهرم اومدم ممنون تشکر

تنها زندگی می‌کنه

آره 🥺

منم تازه زایمان کردم هیچکس کمکم نیست 

حالم واقعا خوب نیست حتی تو حمومم گریه میکنم 💔

هشتم شهریور ۱۴۰۴💕روزی که خدا دختر خوشگلم و بهم هدیه داد🎊وقتی دارم مینویسم اینو که جای بخیه هام هنوز خیلی درد میکنه ، وقتی می‌شینم بخاطر بی‌حسی نخاعی سر درد بدی دارم ، تازه امروز تونستم راه برم ، مامانم موقعیتش جوری بود که نتونست بیاد پیشم بمونه ، و حس میکنم تو دوره حاملگی برای دخترم کم گذاشتم💔 همه اینا رو مینویسم تا روزی که دردم کامل تموم شد ، دخترم از آب و گل درومد ، مامانم مشکلاتش حل شد و فهمیدم هرکسی ممکنه فکر کنه مامان بدی هست ، بیام و باز بخونم اینارو و بفهمم سخت ترین چیزا هم میگذره ، مثل لحظه اول بعد از زایمانم که گفتن راه برو ... خیلی دردناک بود ولی گذشت✅💞                 امروز بیست و هشتم شهریور ماهه ، بیست رو از زایمانم و متن بالایی گذشته ، حالم خیلی خوبه😍کارای خونمو خودم میکنم ، کارای نی نی هم همینطور 😍 🥺♥️😍من یه مادر موفق هستم😍 دوست دارم ورزش رو شروع کنم که فعلا یکوچووولو خیلی خیلی کم شکمم و کمرم درد میکنه و بعد از درد و خونریزی چهل روزه حتما میرم باشگاه 😌💪🏻  توی این مدت همسرم خیلی حواسش بهم بود خدا خیرش بده♥️💕   امیدوارم روزی برسه که اندامم هم باز بتونم درست کنم💃🏻♥️

آره 🥺منم تازه زایمان کردم هیچکس کمکم نیست حالم واقعا خوب نیست حتی تو حمومم گریه میکنم 💔

ای وای خواهری خاله ای هیچکی 

دوستان عزیز تاپیک های آخر من هستم یعنی نابغه تصادفی تاپیک های اول مال خواهرم بودم اشتباه نشه با شماره خواهرم اومدم ممنون تشکر

ای وای خواهری خاله ای هیچکی

نه هیشکی ندارم 

خاله هام که اصلا هیچی 

عمه هامم هیچی 

باور کن یشب تو بیمارستان بودم عمم پیشم بود بچه پی پی کرده بود نمیشستش می‌گفت بدم میاد 

خودم با شکم بخیه خورده پاشدم بچمو تمیز کردم داشت هلاک میشد از گریه

البته خب بازم خدا خیرش بده تا صبح بیدار موند پیشم 

هشتم شهریور ۱۴۰۴💕روزی که خدا دختر خوشگلم و بهم هدیه داد🎊وقتی دارم مینویسم اینو که جای بخیه هام هنوز خیلی درد میکنه ، وقتی می‌شینم بخاطر بی‌حسی نخاعی سر درد بدی دارم ، تازه امروز تونستم راه برم ، مامانم موقعیتش جوری بود که نتونست بیاد پیشم بمونه ، و حس میکنم تو دوره حاملگی برای دخترم کم گذاشتم💔 همه اینا رو مینویسم تا روزی که دردم کامل تموم شد ، دخترم از آب و گل درومد ، مامانم مشکلاتش حل شد و فهمیدم هرکسی ممکنه فکر کنه مامان بدی هست ، بیام و باز بخونم اینارو و بفهمم سخت ترین چیزا هم میگذره ، مثل لحظه اول بعد از زایمانم که گفتن راه برو ... خیلی دردناک بود ولی گذشت✅💞                 امروز بیست و هشتم شهریور ماهه ، بیست رو از زایمانم و متن بالایی گذشته ، حالم خیلی خوبه😍کارای خونمو خودم میکنم ، کارای نی نی هم همینطور 😍 🥺♥️😍من یه مادر موفق هستم😍 دوست دارم ورزش رو شروع کنم که فعلا یکوچووولو خیلی خیلی کم شکمم و کمرم درد میکنه و بعد از درد و خونریزی چهل روزه حتما میرم باشگاه 😌💪🏻  توی این مدت همسرم خیلی حواسش بهم بود خدا خیرش بده♥️💕   امیدوارم روزی برسه که اندامم هم باز بتونم درست کنم💃🏻♥️

نه هیشکی ندارم خاله هام که اصلا هیچی عمه هامم هیچی باور کن یشب تو بیمارستان بودم عمم پیشم بود بچه پی ...

بیدار موندن چه فایده داره ولی سخته 

دوستان عزیز تاپیک های آخر من هستم یعنی نابغه تصادفی تاپیک های اول مال خواهرم بودم اشتباه نشه با شماره خواهرم اومدم ممنون تشکر

بیدار موندن چه فایده داره ولی سخته

چی بگم والا کاری که خالم نکرد ،مادرشوهرم نکرد 

هرکسی تو بیمارستان بود همراهش دو تا سه تا بودن جز من

مامانم از صبحش پیشم بود شب دیگه جون نداشت شب بمونه 

عمم موند به بچه شیر میداد بچه هم خیلی نا ارومی میکرد شب اول دنیا اومدنش نگهش داشت تا من بخوابم با اینکه خوب نخوابیدم ولی خب...

هشتم شهریور ۱۴۰۴💕روزی که خدا دختر خوشگلم و بهم هدیه داد🎊وقتی دارم مینویسم اینو که جای بخیه هام هنوز خیلی درد میکنه ، وقتی می‌شینم بخاطر بی‌حسی نخاعی سر درد بدی دارم ، تازه امروز تونستم راه برم ، مامانم موقعیتش جوری بود که نتونست بیاد پیشم بمونه ، و حس میکنم تو دوره حاملگی برای دخترم کم گذاشتم💔 همه اینا رو مینویسم تا روزی که دردم کامل تموم شد ، دخترم از آب و گل درومد ، مامانم مشکلاتش حل شد و فهمیدم هرکسی ممکنه فکر کنه مامان بدی هست ، بیام و باز بخونم اینارو و بفهمم سخت ترین چیزا هم میگذره ، مثل لحظه اول بعد از زایمانم که گفتن راه برو ... خیلی دردناک بود ولی گذشت✅💞                 امروز بیست و هشتم شهریور ماهه ، بیست رو از زایمانم و متن بالایی گذشته ، حالم خیلی خوبه😍کارای خونمو خودم میکنم ، کارای نی نی هم همینطور 😍 🥺♥️😍من یه مادر موفق هستم😍 دوست دارم ورزش رو شروع کنم که فعلا یکوچووولو خیلی خیلی کم شکمم و کمرم درد میکنه و بعد از درد و خونریزی چهل روزه حتما میرم باشگاه 😌💪🏻  توی این مدت همسرم خیلی حواسش بهم بود خدا خیرش بده♥️💕   امیدوارم روزی برسه که اندامم هم باز بتونم درست کنم💃🏻♥️

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز