چند مدت پیش همسرم خیانت کرده بود(قدیمیا در جریان بودن) حتی یکسریاشونم منو متهم کردن به دروغ اما مهم نیست
من تو اون بازه ی زمانی واقعا حالم خوب نبود کلی هم تلاش کردم که ثابت کنم دروغ نیست بازم یکسریا نمک رو زخمم میریختن این شد که کلا قید نی نی سایت رو زدم
بعد از مدتها امشب اومدم
دوستان من فکر انتقام مثل خوره افتاد به جونم و هرجور شده میخواستم انتقام خیانت شوهرمو بگیرم
و گرفتم
با نزدیکترین دوست و فامیلش...
اوایل از رو انتقام بود ولی رفته رفته بهش دل بستم
الان شوهرم خوب شده کلی مهربون شده هوامو داره حس عذاب وجدان گرفتم از یه ورم نمیتونم اینو ول کنم
خانما توروخدا سرزنشم نکنید خواهش میکنم ازتون
بخدا قسم اهل خیانت نبودم من
وقتی بهت خیانت میشه ناخودآگاه توام میخوای مقابله به مثل کنی
الان مثل خر تو باتلاق گیر کردم نه میتونم شوهر و زندگیمو ول کنم و نه اون بنده خدا