2777
2789
عنوان

مادرشوهرم اینا دیوونم کردن

143 بازدید | 7 پست

پدرشوهرم سکته خفیف کرده ۳ هفته اس

الحمدلله سالمه چیزیش نیست فقط مدام دختراش میگن آقا دلش گرفته

مدام بهش سر زدیم بخدا دو بار مهمونی دادم ۲۰ نفرو بخاطر اینکه دل ایشون باز بشه. الانم میخواد بره دهات پیس فامیلاش. منتها نشکل اینجاس باغ پدر مرحوم من نزدیک دهات اوناس و شوهرم دوباره میخواد همه اون ۲۰ ۲۵ نفرو دعوت کنه کباب بازی.

خدایی درآمدی هم نداره راننده بین شهری با یه ماشین 

مدل ۸۲

من بخدا دیگه کشش ندارم خسته شدم. هر چی میگم پدر و مادرت بیان قدمشون سر چشم اما من نمیتونم دوباره یه لشگر مهمون پذیرایی کنم رختخواب بنداز جمع کن. اونا فوقش ظرف بشورن همه بدبختی پای منه . بماند که بچه هاشون شپش دارن. بماند کت دستشویی کثیف کنن من باید بشورم. بماند که کلی هزینه کبار بازیشون میده.

حالا نمیخوام بحث رو باز کنم چقدر بدی بهم کردن

چکار کنم

شوهرمم مرغش یه پا داره

چکار کنم اعصابم بیش از این خرد نشه

چکار کنم راهشون باز نشه خوششون بیاد، مدام پاشن بیان باغ بابام؟ 









سنگ گران در دست ایام مغلوب آب نرم میگردد سرانجام

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

خوب بنظرم مسلویت بنداز گردنشونخرج بگو تقسیم کنند کارهای خونع همینطوروظایف بنداز گردنشون انجام بدم بگ ...

خرج 😏

یه درصد فکر کن شوهرم بزاره

سنگ گران در دست ایام مغلوب آب نرم میگردد سرانجام
کاااااملااااا حق داری تو این گرونی خیلی سختهههه دیگه هی مهمونی دادن هرچقدرم اونا تو کارا ک ...

نمییییفهمه

نففففففففهم

سنگ گران در دست ایام مغلوب آب نرم میگردد سرانجام
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792