آمد خواستگاری جواب نه دادن خانوادم سر اون بدردنخور همه کار کردم تو رو خانوادم وابستادم سه ماه تمام گریه کردم از محل کارم استعفا دادم ،هزار بار اذیتم کرد شکنجه روحی روانی داد منو حتی بعدش یبار غیر اینکه مادرش تماس گرفت هیچی...هیچ تلاشی نکرد نجنگید
دست زد بهم به زور،رابطه نه...۶ کیلو کم کردم موهام سفید شد انقد عذابم داد و چون وابسته اش بودم نتونستم ول کنم
تا تموم شد....حالا بعد مدتی که فراموش کردم داشتم به خودم میومدم سه روز پیش زنگ زد و منو گزاشت باز تو خماری خودش و رفت
دوباره امروز زنگ زده دلتنگ صدات شدم میگم تو مگه مرد نیستی مگه وجدان نداری ؟تو برات مهم نیست حصلت سر بره زنگ بزنی برای من مهمه بعد مدتها دوباره گریه کردم...کل زندگیم و داغون کردی افسرده شدم سیگاری شدم خاک به سر شدم گودی زیر چشمم انقد تایلوعه...از گریه از استرس از فکر خیال
میگه منو بخشیدی میگم نه حلالت نمیکنم چوبشو میخوری...همش ازم میخواد که ببخشمش من نمیتونم ببخشمش
همش بهم میگه پشیمونم پشیمونم روانم کرده
نمیتونمم بلاکش کنم 💔💔