یعنی من هر چی رفتم سمتش اون فاصله گرفت. بعد جاری جدیده اومده اصلا کم حرف در حدی که اگه حرفی باهاش نزنی سالی یبارم فکر نکنم حرف بزنه. ولی من همیشه بگو بخند میکردم با جاری بزرگه. بخدا از لحاظ قیافه هم من بهتر از دوتا جاریه هستم. بعد امروز جاریه بزرگه همه رو دعوت کرده خونش نهار. بجز ما. اصلا کاری به دعوتش ندارم و اینا. بعد جاری جدیده رو نگه داشته واسه شام در صورتیکه منو تو این چند سال یبارم دعوت نکرده. فقط به این فکر میکنم یعنی چه فکری با خودش میکنه یعنی حرص منو میخواد دربیاره یا چی
دیدمش بهش محل بدم؟
تغییر کردن در زندگی همانند هم زدن غذا در اشپزیست! انسانی که تغییر نکند. ته میگیرد . تلخ میشود. و میسوزد.
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید