عزیزم منم چند سال عقد بودم. هرکی بهشون می گفت عروسی بگیرین یه مزخرفی بار من می کردند.
کاش یه مشاور بری. خانواده شوهر من سر عروسی اذیت کردند. بعضی ها قضاوتم کردند که اهل مادیات هستم. ولی واقعیت این بود که من با لباس دانشگاه محضر رفته بودم، خرید عقد، طلا، چند تا وسیله سر جهیزیه و... هیچ کاری نکرده بودند. حتی پدرشوهرم با پول شوهرم زمین خرید و دار و ندار پسر تازه دامادش رو از چنگش درآورد و زندگی ما بسیار سخت شروع شد. به همینجا ختم نشد. بعد از عروسی هم نذاشتند پیشرفت کنیم و مدام از شوهرم پول گرفتند. می گفتند برو از پدر زنت بگیر. آخرش هم خیانت کرد. می خوام بگم بعضی چیزها نشونه ست. ولی خانواده سنتی من نذاشتند قبل عروسی جدا بشم.