2777
2789
عنوان

دلنوشته

84 بازدید | 2 پست

قايقي خواهم ساخت،

خواهم انداخت به آب.

دور خواهم شد از اين خاک غريب

كه در آن هيچ‌كسی نيست كه در بيشه ی عشق

قهرمانان را بيدار كند.

قايق از تور تهی

و دل از آرزوي مرواريد،

همچنان خواهم راند.

نه به آبی‌ها دل خواهم بست

نه به دريا-پريانی كه سر از آب به در می آرند

و در آن تابش تنهایی ماهی گيران

می فشانند فسون از سر گيسوهاشان.

همچنان خواهم راند. همچنان خواهم خواند:

"دور بايد شد، دور."

مرد آن شهر اساطير نداشت.

زن آن شهر به سرشاری یک خوشه ی انگور نبود.

هيچ آيينه ی تالاری، سرخوشی ها را تكرار نكرد.

چاله آبی حتی، مشعلی را ننمود.

دور بايد شد، دور.


شب سرودش را خواند،

نوبت پنجره‌هاست."

همچنان خواهم خواند. 

همچنان خواهم راند.

پشت دریاها شهری است

كه در آن پنجره‌ها رو به تجلی باز است.

بام‌ها جای كبوترهايی است كه به فواره ی هوش بشری مي‌نگرند.

دست هر كودک ده ساله ی شهر، خانه معرفتی است.

مردم شهر به یک چينه چنان مي‌نگرند

كه به یک شعله، به یک خواب لطيف.

خاک، موسيقی احساس تو را مي‌شنود

و صدای پر مرغان اساطير می‌آيد در باد.

پشت درياها شهری است

كه در آن وسعت خورشيد به اندازه ی چشمان سحرخيزان است.

شاعران وارث آب و خرد و روشنی اند.

پشت درياها شهری است!

قايقی بايد ساخت.  

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792