من یه جاریم کلا اهل نیش و کنایه و هر حرفی رو با خنده بزنه هست کلا از عقد تا حالا هر بار همو میبینیم حتما به تیکه ای میندازه منم عادت کردم و هر بار یا جواب دادم یا نه و رد شده حالا از وقتی من بچه دار شدم به بچم گیر داده هردفعه یه چیزی بهش میچسبونه و منم طبق معمول اهمیت نمیدم گاهی جواب میدم گاهی نه دخترم یکسال و ده ماهشه بغل بقیه نمیره حتی بابای خودم ولی بازی میکنه و بچه نق نقویی نیست فقط بغل کسی نمیره تا یکم عادی بشه با بقیه بعد دیگه بغل میره و بازی و...ما همو دیر به دیر میبینیم توقع داره بپره تو بغلش هرچند که میدونم همونم ادایه خلاصه یه بار که بچه بی حوصلست گریه میکنه با خنده که مثلا شوخیه میگه ما به این بچه ها میگیم غربتی یه بار بهش میگه حسوده درصورتیکه اصصصصصصلا حسود نیست حتی بچههای دیگه رو بغلم کنم میاد بازی میکنه یه بار که خوشحاله و بازی میکنه میگه تازه داخل دم شده تا الان داخل آدم نبود و..... که من همه اینا رو با بیخیالی رد کردم تا امروز که موقع احوالپرسی و تبریک سال نو هنوز سرپا بودیم گفت کو دخترت گفتم خواستیم دوتا عید دیدنی بریم خسته بود گذاشتم پیش خالش و بچه های اون خواهرم اونا خواسستن برن عید دیدنی دختر منم بردن چون تنها بوده گفت دخترت خیلی ول شده ها نیست هیچ وقت گفتم ول نشده رفته با خالش دور بزنه گفت نه ول شده دیگه گفتم ول واژه قشنگی نیست رفته دور بزنه گفت نه ول شده از الا که اینقدر وله بزرگ بشه چجوری میخوای جمعش کنی منم گفتم بقیه که دختراشونو چسبوندن به خودشون چیکار کردن بعد نفرات بعدی رسیدن برا احوالپرسی دیگه چیزی نگفت یعنی هنوز نرسیده این حرفا رو زد اعصابم بهم ریخت شما جای من بودین چیکار میکردین با این دفعه اولشم نیست کلا نیش میزنه
بگو من خودم ميدونم بچمو چطور تربيت كنم از كسي هم نظر نخواستم نظر هر كسي محترمه ولي بهتره نظرشو برا خودش نگه داره تا احترامش حفظ بشه با خنده هم اينارو بگو مثل خودش
چيزي نگفته كه جنبه شوخي داشته بنظرم يبار ديكم گفت بگو حتما رفته به زنعموش
اگه شوخی بود من که گفتم واژه قشنگی نیست یه چیز دیگه میگفت پافشاری نمیکرد که وله بعدشم همه این حرفا رو جور دیگه ای هم میشه گفت الان دختر اونم خیلی چاق شده قشنگ گرد گرد اما من هیچی بهش نگفتم منم میتونستم عین خودش حرف بزنم حتی حرف شده گفتم اشکال نداره بچس چند وقت اشتهاش زیاده و....
اگه شوخی بود من که گفتم واژه قشنگی نیست یه چیز دیگه میگفت پافشاری نمیکرد که وله بعدشم همه این حرفا ر ...
اينجا ميرسيم به ميزان شعور افراد عزيزم
خالق من! مرا وسیله ای در دستانت قرار بده تا حامل عشق و شادمانی برای دیگران باشم و هرگاه به آنها خدمتی کردم فراموش نکنم که این دستان توست که به یاریشان شتافته …