متاسفانه اولین بارمم نبود
یه کار مهم داشتم و باید صبح زود میرفتیم از ۷ بیدار بودم انقدر طول داد ۸ونیم درومدیم
از خونه بابا اینا مدارک باید برمیداشتم زنگ زدم گفتم بیارین در در رسیدیم هنوز نیومده بودن به شوهرم گفتم برو بیار پیاده نشد در حالی که از خونه ی باباش در بیایم چیزی جا بمونه نمیزاره بیارن میگه زشته میره تو
هرچی گفتم برو گفت نه گفتی بیارن دیگه آخر دستمم پیچوند همون لحظه اومدن دم در دیدن
کارمو انجام دادم بعدش گفتم حالم ازت بهم میخوره بقیه بوس و بغلشونو نشون میدن ما هم دعواهامونو باید همه ببینن اون از قبل عروسی که جلوی بقیه بخاطر مامانت منو زدی این از الان که پام خوب نشده دستمم پیچوندی برگردم عقب با اون پسرایی که بلدن قربون صدقه زنشون برن نازشونو بکشن ازدواج میکنم نه تو که نه قیافه داری نه پول بخاطر اخلاقت و خانوادت ازدواج کردم اونم همش ادا بود
میگه زن مردم مثل تو با شوهرشون حرف بزنن شوهره تیکه تیکشون میکنه