چیکارش کنم
کسی هم کمکم نمیکنه من ودر مادرم تو نوزادی جدا شدن
بابام معتاد بیکار با مادر بزرگ پدری بزرگ شدیم که یک هفتست فوت شده بابام پولشو من میدم یا از عموی معتادم میگیره
اون خونه مامانبزرگمم قراره ورثه بشه
هرچی میگم برو کار کن برو ترک کن من کمکت میکنم برو بذار منم سر بلند بشم ازدواج کنم سرم پایین نباشه
ولی نمیفهمه
عمم داره خواهر معلولمو میفرسته بهزیستی
منم برم با عمم زندگی کنم
میگه ولکن باباتو
دلم میسوزه اخه
میخواد چیکار کنه با این وضع زندگی
داغ از دست دادن مامان کم نیست درد بابام از پا در اوردتم