نه پشت یکی کار بدی میکنم کلا هیچی تا حرفم نزنن حرف نمیزنم اما مادرم هرچیزی بشه با اینک تقصیری ندارم نماز خوندن منو قضاوت میکنه اکثر وقتا تا چیزی میشع نماز خوندن منومیزنه به سرم و یا هرکس دیگ تا عصبی چیزی میشن نماز منو میزنن تو سرم خیلی خسته شدم دیگه نمیخام بخونم و نمیخام ازین حرفا بشنوم به قیامت که حلالشون نمیکنم من خیلی خوبی ها واسشون کردم شنیدن این حرفا حق من نبود