سلام خانمها من قم زندگی میکنم پسرعمو و پسر عمه شوهرم با خانمهاشون اومدن خونمون مردا رفتن بیرون منم سرگرم کار بودم پسر پنج سالم چاقو میگیره با چاقو میاد دنبالم منم رفتم لباس بپوشم چون تازه مردا رسیده بودن چاقو دست پسرمو میبره و دستش خون اومد حالا شوهرم پیش مهمانها سرم داد میزنع چرا دستش چاقو دادی گفتم من ندادم خودش گرفت میخواستم برم بیمارستان سرم داد زد نمیخواد بیای طوری که زن پسرعمه شوهرم گفت با این بنده خدا چکار داری دخترس که ده سالشه گفت خاله چکار کنه پیامم میدادم میگفت دهنتو ببند زنگم میزدم جواب نمیداد بعد رفته جدا خوابیده موقع ظهر شب هم رفت سرکار من هم اصلا باهاش کاری نداستم شام درست کردم مهمان ها رو پذیرایی کردم خانم پسرعمش هم برام ناراحت شد بهم گفت من فکر نمیکردم سرت داد بزنع
کاربر جدید نیستم سال ۹۷فعالیت دارم متاسفانه به خاطر الطاف بعضی از دوستان چند بار معلق شدم دوباره اومدم مادر دو پسر ویک دختر نازم تجربه به اندازه خودم دارم حرف اضافه نمیزنم و بیشتر خواننده هستم حالا که خوندی یک صلوات برای ظهور بابا مهدی جان بفرست ،،،🥰😍
شدش صبح پیام داد کلید خونه و سوییچ ماشین رو بیار پایین من برم نونوایی و وسایل بچه ها رو آماده کن برو همراهسون شهرستان من آف شدم میام دنبالت منم گفتم خونمه زندگیمه نمیرم گفت باید بری تو بیخیال هستی و دست بچه چاقو رفت و منم چوب بیخیالی رو خوردم منم گفتم من بیخیال نیستم و اون صحنه رو ندیدم گفتم حق داری ناراحت بشی از خون بچه ولی ازت انتظار نداشتم سرت داد بزنم و فامیلات به روم بیارن
شدش صبح پیام داد کلید خونه و سوییچ ماشین رو بیار پایین من برم نونوایی و وسایل بچه ها رو آماده کن برو ...
دیدم پیام داد من همین هستم تغییر نمیکنم چرا خودتو اذیت میکنی ماشین خودمو میزنم به نامت جبران اذیت ها زمین ارث پدری خودن هست میگه به نامت هستش مهریتو قسط بندی میکنم برو طلاق بگیر شوهر جدید بکن