خودش کارتشو داد گفت برو پاستیل بگیر منم یکم گرفتم ۱۲۰ شد بعد تا اومدم میگه چقد شد یا ی بارم لباساش مناسب نبود بمن گفت برو سوخاری بگیر منم اندازش دستم نبود که به فروشنده گفتم اندازه ۲ نفر بریز حدودا ۳۵۰ شد من نگاه نکردم کاغذشو انداختم بعد گفت چقد شد گفتم نمیدونم از رو گوشیش دید تا قیمتو دید گفت پرش کردیا بهم برخورد یعنی خسیسه ؟
از دوران خوارزمشاهیان من در نی نی سایت خواننده خاموش بودم😂اگه دوست داشتی واس حل مشکلاتم ی صلوات بفرس🙃یخ زیر لب گفت :(چه فایده که زندگی کنی و کسی را دوست نداشته باشی ؟چه فایده که کسی را دوست داشته باشی ولی نگاهش نکنی!) روزها یخ به آفتاب نگاه می کرد. خورشید و درخت می دیدند که هر روز کوچک و کوچک تر می شود. یخ لذت می برد ،ولی خورشید نگران بود. یک روز که خورشید از خواب بیدار شد تکه ی یخ را ندید. نزدیک شد. از جای یخ ،جوی کوچکی جاری شده بود. جوی کوچک مدتی که رفت، توی زمین ناپدید شد. چند روز بعد، از همان جا، یک گل زیبا به رنگ زرد، به شکل خورشید رویید.هر جایی که آفتاب می رفت، گل هم با او می چرخید و به او نگاه می کرد.گل آفتاب گردان هنوز خورشید را دوست دارد، او هنوز عاشق خورشید است. ❤️✨
خوب دیگه همه میگیرن ما خیلی ک نمیریم شاید ۲ ماه یه بار غذا بخوریم
کارهاش رو حساب و کتاب ولی بی منظور ، اگه خسیس بود هر دفعه کارت دستت نمیداد یا بعد خرید میزد تو صورتت ولی این بنده خدا طبق عادت همیشگیش تو زندگیش بعد هر خرید سؤال می کنه چقدر شده ، شما هزار بار هم برس باهش بیرون دوباره کارت شو میده بهت و.میگه برو خرید کن و.دوباره همون سوال رو می کنه ، منم این اخلاق رو دارم ولی از خساست نیست وقتی با کسی راحت باشیم ازش سوال می کنیم قیمت خریدارم فقط اونم بی منظور