میگم شاید من قضاوت میکنم دیروز ما رفتیم خونه خواهرم باشوهرم تقریبآ نزدیکای شام بود ما قصد نداشتیم شام بمونیم رفته بودیم سر بزنیم بد خاهرم گفت شما خونه بابا نمیاید گفتم ن ما فردا میریم بابام از کربلا اومده بود گفتم شاید بخاد استراحت کنه فردا بریم یااخر شب بد گفت ن فاطمه غذا گذاشته بیلید بریم ما قراره بریم اکنجا منم ناراحت شدم ک اینا باهم قرار مدار شام گذاشته بودن از چند روز فبل ولی ب من هیچی نگفته بودن ماهم رفتیم دیدم خواهر کوچیکم ک با بابام زندگی میکنه کلی تدارک دیده ژله و انواع دسر بد گفتم پس چرا ب من نگفتین خواهرم گفت خب گفتیم وقتی بابا از کربلا بیاد حتمآ توهم میای دیگه منم چیزی نگفتم دیگه و اینکه خواهرم ی گوشیه مدل بالا خریده بود شوهرم گفت مبارکت باشه گفت بععله ما اینجوری کادو تولد میگیریم در این حد شرایط مالیمون ازشون پایین تره ی کم قیافه شوهرم اینجوری شد🙃🫠
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
فکر کنم همه منظورمو بد برداشت کردن من دنبال دعوت نبودم از اینکه لحظه اخر بهم گفتن اعصتبمو خورد شد اگه قرار بود نگن و دعوتی نبود خب کلآ نمیگفتن ن اینکه خواهرم تا دید ما خونشیم مجبور شد دیگه گفت میدونی انگار زیاد راغب نبودن ما تو برنامهاشون باشیم چون منو شوهرم خیلی مقرراتی هسنیم ن کسی باهامون بیزون میاد ن زیاد دلشون میخان با ماباشن