بارون بارید ،تو بارون اشکای چشامو ندید
گرمی شونه هاشو ازم گرفت من موندم و یه تب شدید
من تنهام ، تو که قهری باهام
نمونده تو سینت عشقی برام
حالا من اسیر فاصله هــــــام
بهم زدی ، عشق تو با من
تصمیم تو گرفتی نامرد
حالا من هنوز چشم بـــراه
خیلی مستم
من تو فکر توام و تو تو بغل یکی دیگه ولو
ولی نداره عیبی اصلاً
خودمم خسته شدم بس که به هر سازی که زدی
هی می رقصم
راستشو بخوای طاقتی نمونده برام
دوست دارم همه چی تموم شه الان
نمی خوام بختم الکی حروم شه برات
بدرد تو میخورن فقط همون پسرا
که پارتی کنن با تو و امثال تو
فقط واسه یکی دو شب حال میکنن
چته رنگت پریده تو چرا فسی
.........