بعد ۵ سال کات که باعثش خودم بودم هنوز یه حس هایی بهش دارم(:
وگرنه چرا باید بعد از هربار دیدنش تا چندروز درگیر و کلافه باشم؟
چرا باید ناراحت باشم که انفالوم کرده؟
چرا باید وقتی خیره نگاهم میکنه یه لحظه نگاهش کنم و ناخودآگاه بخندم؟
چرا باید دستام بلرزه وقتی تو یه مکان هستیم
چرا باید برام مهم باشه معنی نگاهای عمیق و طولانیش
چرا؟
کاش انقد با بی رحمی ولش نمیکردم حس میکنم دنیا چرخیده و دارم کارما پس میدم
دلتنگشم و هیچ کاری نمیکنم
ولی اگه یه کلمه براش بفرستم اون میاد
نمیتونم...دارم میمیرم از پشیمونی