امروز صبح رسیدم..
چون سرما خورده بودیم اول نرفتیم خونه
رفتیم بیمارستان سرم زدیم..
میدونی الان دلتگ آب تلخ عراقی شدم
دلتنگ عطر حرم
دلتگ بین الحرمین
من آدمی نبودم برم حرم نماز بخونم یا قران بخونم
یا بکمدام بچسبم به ضریح..
من بیشتر یه گوشه نشستم..
درد و دل کردم
نشستم و تماشا کردم
نشستم بوی حرم کشیدم توی ریه هام
نشستم آرامش گرفتم...
همون جایی که به آخر خط رسیدی
همونجایی که خیلی خراب کردی
نیاز داری کسی باشه و آبادت کنه
حرم همونجاست