نظر شخصی درباره سووشون و نرگس آبیار: یه خسته نباشید به ادا و اطوار فرهنگی.
نرگس آبیار فیلمساز بدی نیست. من نفس رو از همه بیشتر دوست دارم ولی بقیهاشم خوبه. بلد کاره. ادبیاتم خوب بلده. قبلا داستان مینوشت. یعنی از اون کارگرداناییه که شعور هنری داره، نه فقط تکنیک. زن بودنش تو این فضا هم یه امتیازه. ولی خب، اینا دلیل نمیشه هر کاری کرد و هر فریبی رو به اسم اقتباس ادبی یا ژانر تاریخی فروخت.
برگردیم روی سووشون.
قضیه چیه؟ خیلی سادهست. آبیار کفشهاشو پوشید و یاعلی گویان افتاد تو مسیری که قبلش تاسیان رفت. چیکار کنیم؟ بیا فضا رو ببر قبل انقلاب، چون اونجا میتونی موها رو ول بدی بیرون، لباسا رو رنگیتر کنی، عشق و حال نشون بدی، عاشقانه بچینی، کاراکتر اصلی زن و مرد همدیکه رو نگاه کنن، لمس کنن، یه نگاه عاشقانه و هورنی به لبها، مرده هم حتما باید گردنبند زنه رو ببنده، این خیلی مهمه. تو همون قسمت اول حتما یه مهمونی بذار، یه عروسی، تولد، هرچی. زنها برقصن، مردا زل بزنن و بسمالله... قسمت اول پخش میشه.
بعدش؟ سکانسها وایرال میشه. غرغر اصولگراها، راه افتادن آب از لب و لوچه اصلاحطلبا. ملت میریزن تو توییتر، کمپین میزنن، فلان سلبریتی پست حمایتی میذاره، این فتوا میده، چپ اعتراض میکنه، راست اعتراض میکنه.
بعد یه مدت، ساترا فیلمو آزاد میکنه و برمیگرده رو پلتفرما. همه راضی. کارگردان دیده شده، سرمایهگذار سود کرده، مردمم فکر میکنن دارن یه فیلم شجاعانه میبینن. ولی تهش چی؟ یه قصهی آبکی، یه مشت سکانس نمایشی، بدون عمق، بدون ریشه، بدون اون چیزی که اسمش ادبیاته.
چقدر تکراری و کسلکننده.
سیمین دانشور با سووشون تاریخ رو نوشت. اون کتاب، فحش به قدرت بود، ستایش زندگی و مقاومت بود، نثرش استخون داشت. این فیلم بهنظر میرسه فقط اداست. یه مشت فیگور شبهفمینیستی چپوندهشده تو دل یک قصهی کشدار که میخواد با عصبانی کردن سیستم، خودش رو جا بندازه. کارگردان زرنگی کرده، نه هنرمندی. بازارگرمی کرده، نه اقتباس.
پ.ن ۱: طراحی صحنه و لباس فیلم خوب باشه، نوش جونش. من اصلا مشکلی با نوع پوشش ندارم. موضع من هم فکر کنم مشخصه. ولی وقتی محتوا پوچه، لباسا هم میشن تزئین توی قبر. من هنر رو به ژست نمیفروشم.
پ.ن ۲: آبیار فیلمساز خوشفکریه، ولی اگر قرار باشه مخاطب رو اسکل فرض کنه، واقعا عوضیبازیه.
پ.ن ۳: از جشن امضای احمقانه سووشون و امضای بهنوش طباطبایی غافل نشیم.
پ.ن آخر: ممکنه تمام گزارههای بالا اشتباه باشه و چیز خوبی هم از آب دربیاد. ولی من این سریالو نمیبینم. نه از سر لج، نه از سر سانسور. از سر احترام. به خودم، به شعورم، به سیمین دانشور.