من چندسالی هست ازدواج کردم ودوستم چندماه پیش..
ازوقتی ازدواج کرده باهام به شدتتتتتت سرسنگین شده..بااینکه خودم معرف ازدواجش بودم..
الان فهمیدم بارداره ازمپنهان کرده ..(خودم چندساله بچه دار نمیشم)
ما قبلنا مثل دوتا خواهر بودیم..همیشه اگه از چیزی ناراحت بودیم..دردودل داشتیم یا هرچیزی به هم زنگ میزدیم باهم سفر میرفتیم...از پیش دبستانی باهم روی یه نیمکت درس خوندیم ..
ازوقتی ازدواج کرده انگار دیگه منو نمیشناسه.. هربار بهش زنگ زدم به بهانه ای یا جوابم رو نداده یا کلا درحد دودقیقه باهام حرف زده..رفتم خونشون باهام سرد برخورد کرد منم نیم ساعت موندم بلند شدم اونم اصلا انگار نه انگار..
خیلی دلم گرفته..
واینکه تنها دوستم بود..ازخواهرم باهاش راحت تر بودم..
الان مدتی بهش زنگ وپیام نمیدم..اونم باهام اصلا کاری نداره..