ما یکی از دوستای قدیمی دوران راهنمایی رو پیدا کردیم با اون یکی دوستم که با این ارتباط بیشتری داشتم
رفتیم کافه کلی حرف از گذشته و ..
برگشتنی شوهر من اومد دنبالم که باهم بریم بیرون
و همدیگه رو دیدن
از دور همسرم رو نشون دادم میگه شوهرته یا شوگر و می خنده
منم با خنده جواب دادم حساسیتم رو نفهمه ولی خیلی بدم اومد
اینم بگم دختریه که نه اهل کنایه ست نه حسوده نه هیچ چیز دیگه
دختر خوبیه و همین منو سوزوند که توقع نداشتم