سلام
من نمیدونم چرا تو خانواده شانس نیاوردم صدمو برا خانواده گذاشتم با وجود دوتا بچه هنوز هر روز زنگ میزنه اشکمو در میاره امروز سر اینکه چزا خواهرشوهرت دوبار تو هفته دعوتت کرده کلی جیغ سرم زد و اینکه حق نداری بری خونشون هرروزم میگه ک مالمو وقف میکنم با وکیل حرف میزنم کارمو سفت میکنم و....
من ک کلا نمیرم خونش چندماهی یبار با زور و اصرار خودش اونم میرم میگه یه قورمه سبزی پرت میکنم جلوتون از فریزر
امروز زنگ زد کلی دعوا کرد و وقف میکنم و گفت خدا سرت بیاره و.... دهن منم باز کرد منم گفتم مادری ک تو زندگی یه غذا بهم نمیده از مالشم به من چیزی نمیرسه گفتم خواهش میکنم دیگه بهم زنگ نزن داغونم دیگه نمیدونم چیکار کنم