2821
2789
عنوان

طلاق عاطفی

473 بازدید | 16 پست

ازدواجی که مرد توش چند ماه یبار هم از زنش رابطه جنسب نمیخواد. جای خوابشون از هم جداست 
مرد هیچ محبتی به زنش نداره(نه بغل، بوسه، نه حتی دست زدن به هم دیگه..) 
حرفی باهم نمیزنند مگر در صورت اجبار، 
زن تا حرف نزنه و زنگ نزنه مرد کاری نداره، 
مردی که میرسه خونه تو اکسپلوره تا وقتی بخوابه بشینی کنارشم چون سرش تو گوشیشه جواب نمیده 
شبا بین ساعات ۱۱ تا ۱شب میاد(ناهارا که کلا نمیاد با اینکه شغلش ازاده)و شبها فقط باهم شام میخورن. و بیشتر شبا هم نصفه شب از یک به بعد یکساعت و دوساعت میره بیرون و در ماه دو سه بار شبها خونه نمیاد،
و از اول ازدواج هم خانم بود که بیشتر میرفت سمتش و رابطه جنسی میخواست و در کل این مرد از اول وابستگی جنسی و عاطفی به همسرش نداشت آنچنان و به مرور 
بدترم شد. 
حاصل این ازدواج یه بچه ی سه سالس به اصرار خوده 
مرد
از ۸ ساله بعد از ازدواج؛ ۵ و ۶ ساله زندگی به اینصورته
خیلی هم اختلاف و دعوایی وجود نداره در اصل کسی به کسی تو این خونه کاری نداره
عاقبت این ازدواج رو چطور میبینید؟

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

بدبختی بچه و افسردگیش از نظر عاطفی خیانت مرد

درخواست دوستی ندیدددد❌❌❌❌❌❌❌❌❌❌آدم باش میگم درخواست نده نفهم بیشعور درخواست نده با توام میفهمی درخواست نده 👀 فحش گذاشتم هرکی درخواست بده .

عاقبتش اینه که فقط خونه تون جوش سرد هست،،، و گرم نیست


حداقل خوبیش اینه دعوا و تنش و اینا توش نیست 


بنظرم اسن ادم تغییز نمیکنه و بعد پنج سال عادت کرده،،، و حتی میگی از اولش همین بوده 


بنظرم خودت رو سرگرم کن،،، و یه جورایی قبول کن اخباقش اینجوریه و کنار بیا 


چون با یه بچه بخوای طلاق بگیری،، تا دوباره بخوای مجدد ازدواج کنی و معلوم نیسا ازدواج دومت چطور باشه و...... 


عاقبتش اینه که فقط خونه تون جوش سرد هست،،، و گرم نیستحداقل خوبیش اینه دعوا و تنش و اینا توش نیست بنظ ...

ینی ب قول خوده همسرم که گفت ما فقط داریم باهم روزمرگی میکنیم و هر روز داریم کنار هم میمیریم..

همینجوری ادامه بدیم جوونیمو پای ادمی بذارم که نمیخوادم؟ 

ازدواج یا اسارت؟

ینی ب قول خوده همسرم که گفت ما فقط داریم باهم روزمرگی میکنیم و هر روز داریم کنار هم میمیریم..همینجور ...

خب اگه نمیخوادت بیخود کرده اومده گرفتت،،، 

یا به زور بچه اورده،،


الان مشکلش چیه؟؟ 

مگه نمیگی کلا از اولش اینجوری بوده؟؟ یعنی از اول مشکلش تو بودی؟؟ یاذاخلاقش اینجوری بوده


خب بگو مهریه ام رو بده تا برم،،، تو هم برو کنار یکی دیگه تا نمیری! 


استارتر من شرایط شماذو نمیدونم،، 

بنظرت طلاق بگیری شرایطت بهتر میشه؟؟؟ مثلا سربار پدرت نمیشی؟؟ میتونی شاغل شی؟؟ میتونی دوبارخ ازدواح موفق کنی؟؟ 

اصلا بچه ات چی؟؟ میخوای چیکارش کنی؟ 


ااگه فکر میکنی شرایطتت بعد طلاق بعتر میشه خب شک نکن 

خب اگه نمیخوادت بیخود کرده اومده گرفتت،،، یا به زور بچه اورده،،الان مشکلش چیه؟؟ مگه نمیگی کلا از اول ...

نامزد بودیم خیلی عاشق نبود ولی بدم باز خیلییی بهتر از الان بود یکسال و نیم بعد از عروسی به مرور تا الان اینجوری شد 

فعلا دارم درس میخونم و کاراموزی میرم تا بتونم استقلال مالی داشته باشم بچمم بزرگتر شه ازش بگیرم 

در حال حاضر بابا و زن بابای مخالف طلاق و حرف مردم براشون مهمه و بخاطره حمایت نکردن اونا و سختگیری بیش از اندازشون مجبور به ازدواج زود هنگام شدم تو ۱۵ سالگی نامزد کردم

بنظرتون بدون پول خانواده ای که پشتت نیستن فعلا طلاق درسته و اینکه میدونم همسرم پسرم ازم میگیزه الان و من زورم بهش نمیرسع

خیلی خیلی شبیه همیم ولی متاسفانه همسرم خیانت کاره و الان دیگ خجالت نمیکشه از کارش و منم متاسفانه نیاز جنسیم زیاده و نمیتونم قهر بمونم ولی چون پدر مادرم مخالف طلاقن طلاق نگرفتم خودمم رابطه نخام اگ تا دو هفته رابطه نداشته باشیم همسرم میاد جلو،اولا خیلی جنگ و تنش و درگیری داشتیم الان دیگ سر شدم

INTP(منطق دان)

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز