طرز تایپ شبیه خشمت فردوس بود بیشتر تا دختر 17 18 ساله
بهترین اتفاق زندگیم سال 1402 اتفاق افتاد ولی سال 1402 بدترین سال زندگیم بود ،درواقع بهترین اتفاق زندگیم در بدترین سال عمرم اتفاق افتاد و در واقع حتی بهترین اتفاق هم نتونست بدترین سال رو به بهترین سال یا حتی یه سال معمولی تبدیل کنه/ من ناراحت نیستم، نمیخوام هم برگردم به اون روزا، متنفر هم نیستم، فقط حسرت میخورم کسی هست بفهمه چی میگم؟/خاطرات عجیبند./ تفاوت غم در کودکی و بزرگسالی، مزمن شدنش است/ آدمهای جدیدی وارد زندگی ام شدند، آنها هم ناامید کننده بودند، مثل تو،اما آمدنشان کمترین سودی که برایم داشت این بود که خاطرات تو را در ذهنم به قدر یک سر سوزن رساندند،آمدنشان باعث شد کمی خودم را بیشتر باور کنم. آمدنشان باعث شکستگی مجدد قلبم شد، اما من که اولین بارم نیست، کنار می آیم (3دی 1404)
ببین حرفت عاقلانه اس ولی..چی میشه اگه به جای فاصله گرفتن، نزدیک بشم؟این همه آدم میرن تو رابطه های ال ...
میفهمم ولی چون ۹۹ درصد موندگار و همیشگی نیست خودتو عذاب ندی بهتره .اللن اینجوری وابسته ای رفته رفته بدتر میشه .تجربه کردم که میگم .
فکر کن سوار یه قطار اشتباه شدی اولین ایستگاه پیاده شی هزینه برگشتت کمتره تا دور تر بری ..
اسن وابستگیه مطمعن باش کم کم عمیق میشه به حدی که یه دقیقه هم نمیتونی چشم از گوشی و نوتیف پیاماش برداری .فکرت بینهایت درگیر میشه دیدن نوتیف پیاماش برات خشحالی حساب میشه و این دقیقا میشه اونجایی که نابودت میکنه .
کاربری دست دونفره عزیزانم 🙂عقل حکم میکرد که بگم🦋 ..