پریودی من بدترین پریودی های ممکن تجربه کردم یه بارتو مدرسه منتظر سرویس بودم عوضی دیر اومد قشنگ خوابیده بودم روی کاشی های کلاس مادر جان وقتی فهمید فرم مدرسه رو انداخت دور یا یه بار برگشتم خونه کسی نبود نمی دونم چجوری کلید انداختم اینا تا رسیدم چشام سیاهی رفت یه سه دقیقهبعد بیدار شدم ولی انگار چند ساعت خوابیده بودم😂 راهکاری هم ندارهالان که می نویسم تو این گرما دور پتو عم بیاید تعریف کنیم حوصلم سر رفته و درد دارم حواسم پرت کنم
یه بارم تو نماز خونه با اینکه پریود بودم و به مدیرمون گفتم مجبورم کرد برم نماز بخونم چون از اداره اومده بودن وسط نماز اونقدر گریه کردم بعدش هم امام جمعه نماز شاخ در اورده بود می گفت چه دختر خانم مومنی😂 اینم بگم نماز نمی خوندم صلوات می شمردهم و طلب مرگ برای مدیرمون
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
بدتر از اون یه بار وسط امتحان دینی که معلمون یه اقای موجه و سن دار گریه کردم اومد بالا سرم می گفت دخترم تو که همه امتحانا رو بیست می گیری حالا گریه نکن اینو خراب می کنی منم با صدای بلند عر می زدم می نوشتم بعدشم دیگه داشت ورقه می گرفت می گفت خودتو اذیت نکن گفتم اقا بیماری دخترونه گرفتم😂😂نمی دونم اینو از کجام در اوردم بعدش اونم نمی فهمید اخرش گفتم پریودم بزار بنویسم کل کلاس از خنده داشتن می مردن اخرش رفت برام از دفتر چای نبات اورد و دید هممون نسبت بهش عوض شد