2789
عنوان

یه پسری بود🥺

94 بازدید | 4 پست

میخواستیم بریم نجف

از اولش که سوار اتوبوس شدیم یه پسر عرب ایرانی بود نگاهم می کرد عمم و دختر عمم صندلی عقب نشسته بودن همین که روم و بر می گردوندم بهشون خوراکی چیزی بدم پسره همینطوری نگام می کرد با عم

هر جا اتوبوس می ایستاد پیاده می‌شدیم وایمیساد تا من بیام بعد سوار میشد

رسیدیم نجف رفتیم جایی حمام پسره سر کوچه وایساده بود منتظر ما بعد یه عراقی بردمون خونش وقتی که برگشتیم از خونه دیگه نبودش 

پسره چهرش بد نبود انقدرم کمک به همه می‌کرد 

کاش میشد دوباره میدیدمش 

بنظرتون خوشش اومده؟اگه خوشش میومد دوباره صبر می کرد تا من بیام نه؟!❤️‍🩹


بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز