راستش تصمیمی که گرفتی از نظر روحی برای خودت شاید کمک کننده باشه چون دلتنگی اذیتت میکنه
ولی بهتره از یه زاویه ی دیگه هم بهش نگاه کنی مخصوصا وقتی توی زندگی مشترک هستی
وقتی مدت زیادی جدا از همسرت زندگی کنی
حتی اگر نیتت کاملا پاک و از روی نیاز عاطفی به مادرت باشه طبیعتا این فاصله میتونه روی کیفیت رابطه ی زناشوییتون تاثیر بذاره...
چون انسان موجودیه که به بودنِ مداوم و توجه و ارتباط نیاز داره وقتی اینا کمرنگ بشه ممکنه فاصلهی احساسی ایجاد بشه
و خب در مواردی که این فاصله عاطفی طول بکشه ممکنه حتی زمینههایی برای خطا یا خیانت هم پیش بیاد
(البته نه به این معنا که همسرت حتما چنین کاری میکنه بلکه به این معنا که وقتی ارتباط و حضور نباشه کنترل احساسات سختتر میشه و آدمها ممکنه در موقعیتهایی قرار بگیرن که در شرایط عادی نمیفتادن )
البته خیانت تنها مسئله نیست حتی اگر همچین چیزی هم پیش نیاد ممکنه عشق و دلبستگی بینتون به مرور کمرنگ بشه
در کنار اینا رفتو آمد ماهیانه با اتوبوس مخصوصا تو مسافتهای طولانی، در بلند مدت میتونه هم جسمت رو خسته کنه هم حالت رو بدتر کنه
گاهی آدم فکر میکنه راه حل پیدا کرده ولی چون هنوز ریشهی مشکل سر جاشه (وابستگی شدید نبود تعادل فشار روحی، دوباره حالش بد میشه
پیشنهاد میکنم اگه برات ممکن دنبال راههایی باشی که وابستگیت به مادرت رو همزمان با تقویت رابطهی زناشوییت متعادل کن
مثلا مواقعی بری که همسرتم باهات بیاد
یا دنبال راهحلهای درمانی برای مدیریت دلتنگی باشی (مثل مشاوره تخصصی تمرینهای رهایی عاطفی مدیتیشن و...باشی)