حتا گریه هم نمیتواند تسکین دهد
دردی که تو به من هدیه دادی
ای کاش همان غریبه چند سال پیش میماندی
الان دیگر تورا به فراموشی ها سپرده بودم
ولی نه....
انگار. خدا خواست بیایی و برایم درس عبرت سوی
درسی که بینهایت به من درد داد
ولی شاید روزی دل تا آرامم تکسین یابد و آن روز من دیگر تورا دوست نخواهم داشت
روزی که بازم لبخند مهمان لب هایت شود و
تو در کنج کوچکی از خاطراتم تا آخر عمر بپوشی و به سراغت نیایم
شاید آن روزی باشد که از من نیلوفر روییده باشد 🥲
متن از خودم
دل که بشکنه شاعر میشی