فقط بی مادر بودن نیست
مادر یعنی خلاصه زیبایی های زندگی رنگ های زندگی
بدون مادر رنگ ها دیگه به چشمت زنده نیستن میشی عاشق رنگ مشکی از یجا به بعد دیگه حتا حوصله گریه هم نداری یا حتا حوصله توصیف حالت واسه بقیه آدم های که درکی از شرایط ندارن هم نظر میدن تو زندگیت یطوری در مورد زن بابا داشتن حرف میزنن که نگو فکر کن مردم انقدر بیشعورن که روز اول ختم به دغدغشون این باشه
وقتی بچه باشه ۱۱ ساله و تک فرزند تنها کسی که نازتو خیلی میخرید مادرته و فکر کن همه فکر اینن پدرت چیکار کنه پس من چی من دوباره مادرمو از کجا بیارم این شده بود سوال دخالت ها بدتر از همچی بود اینکه کسی تو زندگیش چیکار کنه مربوط به خودشه نیاز به نظر بقیه نیست از اون سال ۳ سال گذشته من تقریبا ۱۵ سالمه من بدون مادرم باز هم کمی از من مونده بود که همون یکضره
از وجودم هم آدما آب کردن دقیقن مثل اسمم از من قبلن فقط خاطره مونده :)