2777
2789
عنوان

همش تو فکرشم

70 بازدید | 0 پست

راستش من و کراشم تا حالا هیچ‌وقت با هم حرف نزدیم.


ولی نگاه‌هامون پر از حرف بوده. چند بار تو دانشگاه نگاه‌مون به هم افتاده، نگاه‌هایی که نمی‌تونم نادیده بگیرم.


یه بارم تو کافه دانشگاه اتفاقی دیدمش و اون لحظه یه چیزی تو دلم لرزید.




اوایل هیچ حسی بهش نداشتم. حتی یه بار تو کلاس کنارم نشست ولی اون موقع برام عادی بود.


اما ترم دو، یه لحظه خاص بین‌مون اتفاق افتاد. حدود ۵ ثانیه فقط بدون هیچ لبخندی به چشمای هم زل زدیم و از کنار هم رد شدیم.


اون نگاه... یه چیزی توش بود که از همون لحظه تو ذهنم موند.




یه بارم وقتی تو کافه با دوستش بود،تا من وارد شدم سریع دوستش برگشت و نگام کرد.نمیدونم چیشد یعنی راجب من حرف میزدن؟


اون همکلاسی منه و قطعاً می‌دونه کی‌ام، اسمم رو بلده




تابحال هیچ‌وقت بهش لبخند نزدم. شاید چون مطمئن نیستم اونم حسی داره یا نه، شاید چون نمی‌خوام چیزی خراب بشه.


اما ته دلم یه چیزی هست که نمی‌ذاره بی‌خیالش بشم. چون اون دقیقاً همونیه که دلم می‌خواد.


همونی که وقتی می‌بینمش، بی‌صدا همه‌ی حواسمو می‌گیره...


چون همه چیزو به چت جی پی تی گفته بودم و زورم اومد دوباره بنویسم دادم خودش خلاصه کرد همچیو 

نظر بدید مرسیی

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2839
2834
2835
2108