2777
2789
عنوان

شوهرم میگه برادرمو زنشو دعوت کنیم😐

| مشاهده متن کامل بحث + 990 بازدید | 55 پست
اگه عید نیومدن عروسیش هم نمیرم

عروسیشون نری اعصاب خودتو شوهرتو خرد میکنی برو ولی مثل مهمون دیر برو نرقص بعد مراسمم زود برو خونت اگه عید نیومدن گله کن هم پیش جاریت هم مادرشوهرت دیگه بیشتر خودت اذیت میشی درکل اصلا برات مهم نباشن

قدرت نه دست هیتلر است و نه دست ‌تمام کسانی که جنگ به پا کرده اند... قدرت دست کسی ست که می فهمد؛ دوستش داری !

تو خانومی کن دعوت کن بایه پذیرایی عالی بعد سر شام با حالت کمی شوخی بگو هنوزم دلخورما من عروس بزرگ توقعات خودمو دارم بعضی چیزارو که بهم نمیگین بهم بر میخوره مثلا ها الکی بگو کاری میکنید من فکر میکنم بینتون غریبم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

عروسیشون نری اعصاب خودتو شوهرتو خرد میکنی برو ولی مثل مهمون دیر برو نرقص بعد مراسمم زود برو خونت اگه ...

برام مهم نیستن.شوهرم گیر داد زشته دعوت کن.چون خیلی تو محضر باهاشون بحث کرد شوهرم.ولی مادرشوهرم کل خونه تکونی کمکم بود

سایه جون قدیم هستم
اخه شما هر کسی نبودی...عروس بزرگ.... چطور همسرتون رو یهویی بردن ولی به سما خبر ندادن.... اگه از ال ...

منم خیلی ناراحتم چرا نگفتن برا محضر.چطور دامادشون که کای پشت سرشون حرف زده رو بردن

سایه جون قدیم هستم
میخوام تلافی کار برادرشوهرمو دربیارم

بعید میدونم برادرشوهرتون با طرح و نقشه و برنامه ریزی شده و برای اینکه بخواد بهتون بی احترامی کنه دعوتتون نکرده باشه، آقایون معمولا اینقدر باهوش نیستن که اینطور مسائل وبرنامه ریزی کنن .

تا به پل نرسیدی از آن عبور نکن
بعید میدونم برادرشوهرتون با طرح و نقشه و برنامه ریزی شده و برای اینکه بخواد بهتون بی احترامی کنه دعو ...

آره اخلاقشم این نیست که بخواد از لج یا چیزی نگه.برا محضر باید مادرشوهرم میگفت که نگفت.وونم من شب عقد جوابشو ندادم اصلا

سایه جون قدیم هستم
نه میدونن که من اصلا حسود نیستم.همه جا هم گفتن که من سرترم از جاریم


بحث این چیزها نیست خواستگاری رفتن و ازدواج پراز استرسه حالا شما را اگرم یادشون رفته از رو عمد نبوده ادم نمیدونه چی پیش میاد تو این مراسمات گاها تو اول راه  ازدواج کن فیکون میشه معمولا تا قبل عقد همه چراغ خاموش حرکت میکنن همه را خبر که نمیکنن 


شما هنوز جاری نیومده برا عقدش که بزور رفتی حالا هم برا دعوتی سختته فکرم میکنی سرتری با این رفتارها 


کم کم ذهنیت بقیه نسبت به شما عوض میشه و هر فکری ممکنه درموردتون بکنن

دعا کنید درتاریخ ۰۱/۰۱/۰۱ ۱۴ برای من معجزه اتفاق بیفته ......❤❤🙏🙏
بحث این چیزها نیست خواستگاری رفتن و ازدواج پراز استرسه حالا شما را اگرم یادشون رفته از رو عمد نبوده ...

برا خواستگاری وشام که خونه جاریم دعوت کردن گفتن بهم.برا عقد ومحضر ایجور شده

سایه جون قدیم هستم
بعید میدونم برادرشوهرتون با طرح و نقشه و برنامه ریزی شده و برای اینکه بخواد بهتون بی احترامی کنه دعو ...


بنده خدا اون اینقدر خودش استرس و درگیری داشته که نمیتونسته به فکر بقیه باشه..

اینحا وظیفه بقیه هست به عروس دوماد کمک کنن نه دیگه حالابشن غمی رو دوششون 

استاتر هواست باشه نشی خاطره تلخ شروع زندگی دوتا جوون 

دعا کنید درتاریخ ۰۱/۰۱/۰۱ ۱۴ برای من معجزه اتفاق بیفته ......❤❤🙏🙏
برام مهم نیستن.شوهرم گیر داد زشته دعوت کن.چون خیلی تو محضر باهاشون بحث کرد شوهرم.ولی مادرشوهرم کل خو ...

پس تو هم چشم پوشی کن خانومی خودتو بقیه خانواده شوهرتو فدای بچگی برادر شوهرت نکن کم مادر شوهری کمک حال عروسشه ها

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792