من راستش لب مرزم واسه روزانه و احتمال تعهدی بیشتره خودم زیاد بابتش مشکلی ندارم از بحث مهاجرت و منطقه محروم و اینا ولی خب می ترسم اگه اون موقع ازدواج کنم مشکل پیش بیاد و مثلا بگه نباید بری منطقه محروم در صورتی که من چند مورد رو دیدم که خانمشون معلم بودن و تعهد خدمت داشتن و چند سال باید میرفت منطقه محروم اجازه داد بهش و خودش هم باهاش رفت و اونجا خونه گرفتن حتی میگم اگه از شانس منه برام مشکل پیش بیاد توی این مورد
کاری به هیچی ندارم ولی به عنوان کسی که هفت سال قراره سختی راه پزشکی رو تنهایی تحمل کنی شایسته نیست یه نفر دیگه بیاد و برات تعیین تکلیف کنه که فلان جا برو فلان جا نرو از الان به شوهر نداشتت اجازه تصمیم گیری و استبداد نده دیگه خدایی
یه بار تو یه مجلسی یه گوشه نشسته بودم و حوصلم سررفته بود یه خانم انرژی مثبتی اومد پیشم و بدون مقدمه بهم گفت چه دختر خوشگلی چه صورت قشنگی و رفت اون جمله یه حس مثبت و رنگی رنگی بهم القا کرد که توطول بیست سال زندگیم تاحالا نچشیده بودمش و هنوزم وقتی بهش فکر میکنم قلبم اکلیلی میشه وهمون چند تا کلمه معمولی منو اون شب تبدیل کرد به یه دختر پرانرژی و شاد.از اون شب به بعد تصمیم گرفتم منم همین حس مثبتو به اطرافیانم بدم و خجالت و تکبرو بزارم کنار و هرکسی که در نظرم یه نکته مثبت داشته باشه بهش یادآوری کنم و بگم که چقدر خاصش کرده شاید تونستم منم همین حس نابو بهش بدم😍❤️
کاری به هیچی ندارم ولی به عنوان کسی که هفت سال قراره سختی راه پزشکی رو تنهایی تحمل کنی شایسته نیست ی ...
من خودم واقعا عاشق پزشکیم بعد هم میگم آقا اصلا تعهدی هم نه و روزانه بر فرض من تخصصم رو شاید افتادم یه شهر دیگه بعد باید وایسم ببینم اون چه تصمیمی میگیره😐😐😐