یادش رفتع بود من یادش انداختم
امروز کلا پیام نمیداد زنگ نمیزد سردتر از روزای دیگه بود
عصر که شد دیدم زنگ خونه رو میزنن
رفتم و دیدم وای نامزدم گل و شیرینی آورده
حسااابی پشمام ریخته بود فکرشو نمیکردم برام گل بیاره
خودشم بهم زنگ زد من همش بخاطر پریودی غر میزدم یهو گفت دسشوییم گرفته بعدا باهات حرف میزنم نگو رفته شیرینی فروشی صداش میومد برا اینکه من نفهمم خواست زود قط کنه گوشیشو
پشمام ریخته واای