مازیار سر کلش پیدا میشه سویلو میفرستن لندن تا در امان باشه
بعدش مشخص میشه الیاس پسر عموی سویل داداش مازیار بوده
عمه سویل به خاطر کینه قدیمی مادر مازیارو میکشه و الیاسو میبره
مازیارم ازشون کینه میگیره و میره سراغ سویل
الیاسم ک عاشق سویل بوده هرچی میگفته کجاس مازیار میگه خبر ندارم در صورتی که توی زیر زمین خونس..در اخرم الیاس مازیارو چندتا دیگه از اربابا رو توی همون زیر زمینی اتیش میزنه
سویلو عمادم یه نینی ۶ ماهه رو به سرپرستی میگیرن که اونم مورد آزار بوده..تمموم:)))