2777
2789
درِتو بذار بابا

خدا بهت ارامش بده عزیزم 

در این مدت زندگی به گونه ای سپری شده که میتونم سالها بدون اونکه هیچ اتفاق غم انگیزی رخ بده غمگین بمونم😔😔من این روزها برای هرچیزی هزار بار گریستم🖤

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

چیز بدی نگفت عزیز دلم گفت هرچی که تحمل کردی بعدش به آرامش برسی من دوبار از ته دلم نفرین کردم وگرفت و ...

من برداشتم از کلام ایشون مثل شما نبود اگر این بود بد بیانش کرد میتونست فقط بگه آرامش روح وقتی با روان ترکیبش کرد طعنه به نظر اومد 

در هر حال چرا پشیمون شدین من اون روز روزمه اگه بفهمم نفرینم گرفته 

دیگه دوشقه بشی از کجا میخوای بدبختیشو ببینی نفرین دو سر داره عزیزم

یعنی من نفرین کنم اول خودمو میگیره؟ مگه بد کسی رو خواستم اونم به ناحق؟ پس تکلیف روح و روان انرژی و زمان مظلوم چی میشه؟ 

چون نفرینی که کردم باعث سقط دوتا بچه شد داستانش مفصله

همین که شنیدم حالم خوب شد عزیزم خیلیم حالم خوب شد پس ببین چه دردی دارم میکشم چه حسی دارم چون فکر میکنم حتما همین حسارو داشتی همین دردارو کشيدی پس دلم خنک شد خوبش شد نوش جونش از طرفت میگم بدتر از اینا رو بکشه 

چون نفرینی که کردم باعث سقط دوتا بچه شد داستانش مفصله

چطور نفرین کردی؟ گریه کردی و دلت شکست؟ رفتی سر نماز زار زدی با تضرع از خدا خواستی؟ چطور نفرین کردی؟

حتما حسابی درد نکشیدی چطور نفرین کردی که گرفت از خدا خواستی یا همینطوری گریه کردی؟ میخوام بدونم چه م ...

هیچ کسی اندازه من نکشید خدا سرت نیاره

به شانس بگوید ماهنوز زنده ایم یک شب هم درخانه ی مارا بزند
همین که شنیدم حالم خوب شد عزیزم خیلیم حالم خوب شد پس ببین چه دردی دارم میکشم چه حسی دارم چون فکر میک ...

بله اون لحظه خیلی خیلی حالم بد بود بیگناه بودم اون زن که جاریم بود به ناحق وسط مسجد شب قدر بهم به بدترین شکل ممکن بی احترامی کرد و همونجا تو دلم گفتم خدایا از حقم نمیگذرم و بخاطر شهادت حضرت علیت اومدم و همین حضرت علی شاهد باشه که نمیبخشم و جاریم به یک هفته نکشید بچه 5 ماه‌ش که پسر بود سقط شد 

مورد دوم هم یکی از خانم های فامیل بچمو ناراحت کرده بود بدجور من این مورد رو گفتم خدایا فقط خودت ببین من هیچی نمیگم بخدا قسم اونم بچش سقط شد سه ماهه و الان دوساله درگیر دکتره برای بچه 

خب من دوست نداشتم بچه گرفتار نفرین بشه 

هنوز هم یادم میاد که چطور ناراحتم کردن با اینکه جواب گرفتن از خدا باز دلم خنک نشده و ناراحت میشم یعنی حتی نفرین کردن و گرفتن نفرین هم درد دل آدمو کم نمیکنه حدافا برای من اینطور بود 

بخون تا پاک کنم 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز