دیگه واقعا تحمل محیط استبدادی و آزاردهنده ی خونمون رو ندارم خیلی اذیتم خیلی
اولش میخواستم یه سال عقد بمونیم که همسرمو بهتر بشناسم بعد بریم سر خونه زندگیمون
ولی الان میگم بهتره زودتر یریم خونه زندگیمون انقدر اینجا آسیب میبینم به خودکشی فکر میکنم بعضی وقتا
ولی خب جهیزیه ی کوفتیم آماده نیست هنوز هیچیه هیچی نخریدم و همه ی وسایل جهیزیه بر عهده ی ما هست و حتی وام کوفتی ازدواجمو نگرفتم
نوبتم رسیده بودا ولی انقدر دست دست کردن مامان بابام دیگه نوبتم سوخت و دوباره از اول ثبت نام کردم...
به نظرتون چیکار میتونم انجام بدم نامزدم زودتر دلش بخواد بریم سر خونه زندگیمون و بیاد چندتا وسیله ی سنگین جهیزیمو بر عهده بگیره؟ خودش آدم با درکی هست میگه بابارو زیاد تحت فشار نذار ولی خب ذات جهیزیه تحت فشار گذاشتنه ساده ترین چیزا رو هم بردارم زیاد میشه باز مخصوصا که همه چی بر عهده ی منه
چیکار کنم خودش داوطلب شه چندتا وسیله ی برقی رو بخره بدون اینکه من ازش بخوام و فردا سرکوفت نزنه🥲💔