شب عموم گفته بیاین باغمون دورهم(البته مهمونمون نکرده)
بعد نامزدمم گفته بیاد الان بهش گفتم گف من نمیام و حوصلم میره و همسن من کسی نیس هی اسرار کردم گف مگ زوره 🥲
گفتم پس به هر حال تو نری منم نمیرم و امشبم شب اصلی تولدمه و باید منو ببری بیرون و حتما باید با خودم باشی (میخواد جمعه برام تولد بگیره)
هی گف اذیت نکن و اینا بعدم ک اسرار کردم گف هعی خدا باشه😐
دلم ی جوری شد ک انقد کم اشتیاقه برا دیدنم و خودم باید اسرار کنم😐