2777
2789
عنوان

بهش پیام دادم

318 بازدید | 19 پست

بلاخرههه.پاگذاشتم روتماااام غرورم و بهش پیام دادم تو تلگرام،اخرین بازدیدش تقریبا یک هفته ی قبل بود .صفحه چت رو کلا حذف کردم که نتونم پیامش رو حذف کنم و پشیمون نشم.میخام یمدت خودم رو بهش معرفی نکنم و ناشناس باهاش حرف بزنم شاید اصلا به این نتیجه رسیدم که ارزشش رو نداره و دیگه بهش فکر نکردم.نمیدونم... اما تو این روزا این درست ترین تصمیمی بود که میتونستم بگیرم...

و اگر من زنده نماندم و به خانه پشت ابرها رفتم، تو به جای من زندگی کن و به جای من بنویس که روزهای خوب را دیدی که روزهای بی درد را زیستی، برای من گریه نکن که من برای خود فراوان گریسته ام چایت را بنوش و به یاد من کیک نارنج بپز و بدان که مرگ مرا از رنجی بزرگ رهانید.

من ساکن تهرانم کالسکه شیر ساز و کل چیز های کوچولوم رو از اپ بی‌بی لایف سفارش دادم. راستش اولش برای خرید اینترنتی سیسمونی یکم حساس بودم، مخصوصاً از بابت اصل بودن جنس‌ها، ولی وقتی سفارشم رسید واقعاً خیالم راحت شد 😊

همه چیز دقیقاً همون چیزی بود که توی سایت دیده بودم، بسته‌بندی خیلی مرتب بود و ارسال هم سریع انجام شد. از پشتیبانی هم هر سوالی داشتم خیلی خوب راهنماییم کردن.

در کل تجربه خرید خیلی خوبی داشتم و چیزی که بیشتر از همه برام مهم بود این بود که محصولات اصل و اورجینال بودن. حتماً برای خریدهای بعدی هم دوباره از بی‌بی لایف سفارش می‌دم 💜👶🏻

https://babylifeshiraz.com/app/

چند سالتونه جفتتون

می گفت : همه چی رو نگو...هر چی بگی ،بیرون میاد میره تو هوا تا یه روزی یه جا سبز شه! چیزی که نمی دونی رو نگو چیزی که نمی خوای بشه رو نگو...چیزی که خوش نیست رو نگو...چیزی که می‌شه بدبختی کسی رو نگو... حرف های خوب بزن، بذار بیان یه جا بشینن سبز بشن💚

منم این کارا رو کردم قبلا برا همین میگم ولش.اخرش من خرد شدم و می دونی چی شنیدم؟

تو غرور نداری ؟

عزت نفست کجاست؟

تو چرا اینجوری شدیو....

هییی نکن عزیزممم البته دست خودته من فقط تجربه گفتم

گفتی بیا آشنا شیم؟

نه فعلا در حد سلام.چیزی نگفتم.همینم بسختیییی تایپ کردم خیلی خیلی سختههه

و اگر من زنده نماندم و به خانه پشت ابرها رفتم، تو به جای من زندگی کن و به جای من بنویس که روزهای خوب را دیدی که روزهای بی درد را زیستی، برای من گریه نکن که من برای خود فراوان گریسته ام چایت را بنوش و به یاد من کیک نارنج بپز و بدان که مرگ مرا از رنجی بزرگ رهانید.

چند سالتونه جفتتون

من ۲۹

اون۴۵

و اگر من زنده نماندم و به خانه پشت ابرها رفتم، تو به جای من زندگی کن و به جای من بنویس که روزهای خوب را دیدی که روزهای بی درد را زیستی، برای من گریه نکن که من برای خود فراوان گریسته ام چایت را بنوش و به یاد من کیک نارنج بپز و بدان که مرگ مرا از رنجی بزرگ رهانید.

منم این کارا رو کردم قبلا برا همین میگم ولش.اخرش من خرد شدم و می دونی چی شنیدم؟تو غرور نداری ؟عزت نف ...



عزیزم من ۱سال و نیمه باخودم کلنجار میرم اخرش گفتم بذار بهش پیام بدم اصلا شاید خودم گفتم اونی نیس که میخام و کلا از ذهنمم بیرونش کردم اما راستش نمیخاستم بعدها بخودم بگم کاش اینکارو میکردم تامیفهمید دوسش دارم بلاخره یا میشه یا نمیشه.بعید نیست که خودم تو ذهنم ازش بت ساخته باشم شاید یه مدت باهاش حرف بزنم و بفهمم ارزشش رو نداره وتمومش کنم اما امروز فکر میکنم کار درستی کردم چون از این همه درگیر این مسئله بودن خسته م.

اما شما عزیزم تاپیکای قبلیتون رو خوندم فهمیدم اشتباه کردین شماخیلی خیلی اعتماد کردین و این اشتباهه هیچوقت نباید تا رسمی نشده فک کنی همسرته کاری که شماخودت تو کامنتها گفتین کردین!!!معلومه ..نمیدونم امامن جای اون پسر بودم سخت اعتماد میکردم(امیدوارم از حرفام ناراحت نشده باشی قربونت برم .فقط خواهرانه گفتم)

من به چشمای خودمم انقد نمیتونم اعتماد داشته باشم که به یه آدم غریبه،تجربش م داشتم چندین سال با یه نفر بودم حتی دستمم نگرفت یعنی نمیذاشتم بااینکه بشدت روش شناخت داشتم امااجازه نمیدادم،چون همیشه بخودم میگفتم اگه یک درصد نشه،ادمی نیستم که بتونم بخاطر اینکه دستشو گرفتم حتی،خودم رو ببخشم.شاید تفکرات منو خیلیا دیگه قبول نداشته باشن اما من همینجوریم وهیجوقت ازاین موضع کوتاه نمیام.

درسته الانم دوسش دارم اما حواسم هست به همه چی،دیگه بچه نیستم.شمام اعتماد نکن عزیزدلم،اصلا مگه ادم مورد اعتماد پیدا میشه؟طرف ده ساله متاهله میگه شوهرم خیانت میکنه و....این رابطه های سطحی ما که دیگه چیزی نیست !!

و اگر من زنده نماندم و به خانه پشت ابرها رفتم، تو به جای من زندگی کن و به جای من بنویس که روزهای خوب را دیدی که روزهای بی درد را زیستی، برای من گریه نکن که من برای خود فراوان گریسته ام چایت را بنوش و به یاد من کیک نارنج بپز و بدان که مرگ مرا از رنجی بزرگ رهانید.

متاهل نیست؟

نه بابا مجرده 

و اگر من زنده نماندم و به خانه پشت ابرها رفتم، تو به جای من زندگی کن و به جای من بنویس که روزهای خوب را دیدی که روزهای بی درد را زیستی، برای من گریه نکن که من برای خود فراوان گریسته ام چایت را بنوش و به یاد من کیک نارنج بپز و بدان که مرگ مرا از رنجی بزرگ رهانید.

عزیزم من ۱سال و نیمه باخودم کلنجار میرم اخرش گفتم بذار بهش پیام بدم اصلا شاید خودم گفتم اونی نیس که ...

حق با شماست .اولین عشق زندگیم و اولین بار همه چی از یه جا شروع میشه دیگه.

انقدر اعتماد کردم لحظه ی که رفت گفت مگه نمی دونستی ممکنه نشه .

من نابود شدم رفت .گفتم حداقل شما نشی جسارت کردم شرمنده ام.

فکر کردی چرا نتونستم با خودم کنار بیام؟

چون اشتباهی کردم که داغونم کردههه.

دلداری دادن هیچ کیم فایده نداره.

چون برخلاف عقایدمممم عمل کردم و زیاده از حد بهش اعتماد کردم.

خیلیییی دوستش داشتممم.

به جای عقل با قلبم تصمیم گرفتم.

الانم دارم چوب کارای اشتباهمو می خورم .

یه سرترالین خوردنو فقط می گمم.

من یه زمان همه این حرفایی که گفتی رو می گفتم اما تو موقعیتی قرار گرفتم که وقتی همین حرفا رو به دیگران می زدم خودم دچارش شدم.

گفتم نکنه شمام...

به هر حال من نابود شدم دلم شکسته و از بین رفتم.

امیدوارم همونطور که شما می گی باشه و شما این اشتباهو نکنی.

نباید پیام می دادم.

شرمنده.

موفق باشید.

حق با شماست .اولین عشق زندگیم و اولین بار همه چی از یه جا شروع میشه دیگه.انقدر اعتماد کردم لحظه ی که ...


نه عزیزم بخدامن ناراحت نشدم اتفاقا دوس دارم نظرات بقیه رو بدونم.اگه نمیخاستم که تاپیک نمیزدم یا اصلا قفلش میکردم.درضمن چرا باید خودتو انقدرررر اذیت کنی؟درسته شاید گناه کرده باشی،اما شما باهمه ی پسرا صمیمی بودی؟مگه هدفت اول و اخر ازدواج نبوده ؟پس نباید انقد خودتو سرزنش کنی.خداخودش میبینه که شما اعتماد کردی.اگه کلا همچین ادمی بودی که الان مثه خیلیااا عذاب وجدان نداشتی.اگه لازم میدونی توبه کنی توبه کن تا دلت اروم بگیره.من میدونم ایناهمش حرفه و دلت حالاحالاها اروم نمیشه.چون ما احساساتی هستیم.پسرا یک درصد ما درگیر نمیشن.کم کم وجودش کمرنگ میشه براخودمم همینجوری بود،من همه چیییی تموم بود و تونستم شمام میتونی عزیزدلم. فقط خودتو سرگرم کن دلتنگ شدی خبری نگیر.بذار تموم شه.اگه خودش بخاد بخدا نمیتونه بیخیالت بشه قول میدم بخاد بازم برمیگرده 

و اگر من زنده نماندم و به خانه پشت ابرها رفتم، تو به جای من زندگی کن و به جای من بنویس که روزهای خوب را دیدی که روزهای بی درد را زیستی، برای من گریه نکن که من برای خود فراوان گریسته ام چایت را بنوش و به یاد من کیک نارنج بپز و بدان که مرگ مرا از رنجی بزرگ رهانید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108