سلامتی
اومدم خونه ننه بزرگم
رفتم طبقه بالا دیدم داییم دوست دخترش طبقه بالان بعد که رفتن رفتم ت.ریاک هایی که پیش بافور و منقل تو آشپزخونه ریخته بود جمع کنم ی ی گرم ت.ریاکی که آب شده بود نرم بود چسبید به دستم من بیعقلم دستمو کردم تو دهنم هنوز مزه تلخ تریاک تو دهنم
الانم با دایی کوچیکم اومدم سر باغ
سلامتی
از تو چه خبر