منم خیلی وحشت داشتم . اصلا بهش فکر هم نمی کردم. انتخابم هم سزارین بود و مطمین از اینکه سزارینی ام. تازه از اتاق عمل و سزارین هم می ترسیدم ولی خوب میگفتم بهتره باز. ولی هشت ماهگی در عمل انجام شده قرار گفتم یعنی کیسه آبم پاره شد و رفتم بیمارستان . گفتم من سزازین می خوام بشم. گفتن مگه دست خودته بچه داره میاد ده سانت باز شده در صورتی که اصلا درد نداشتم!. من فقط گریه می کردم .برام آمپول فشار زدن گفتن الان دردت شروع میشه . کمتر از یک ساعت درد کشیدم و بچه اومد. درد همون لحظه تموم شد ولی من از همون لحظه کع رفتم اتاق زایمان تا وقتی که مرخص شدم داشتم گریه می کردم😖
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.