2777
2789
عنوان

من جن دیدم

107 بازدید | 10 پست

دیشب آخرای شب متوجه صداهایی ازآشپزخونه شدم.اول فکرکردم یکی ازاعضای خونه توی آشپزخونه دارد ظرفها رو مرتب میکندکه ممکن بود بلندشدم ببینم کیه که سروصدا میکنه نمیگذاره بخوابم .داخل آشپزخونه که شدم ناگهان یک توده سیاهرنگی مثل باد ازکنارم رفت وناپدیدشدسروصداهم قطع شد.ازترس جیغ کشیدم وهمه روبیدار کردم...ادامه دارد

چشمت روشن

میدونی چی خیلی حال میده😜 از این لواشکای سیاه هست😍که خیلی ترشه😋وقتی میخوری کل سیستم صورتت مچاله میشه🤑اینارو بگیری روشون یه عالم رب انار بریزی😋بعد روش نمک بپاشی🤪طوری که دونه های سفید نمک معلوم باشه بعد لوله اش کنی،بزاری کنار لپت اروم اروم اب بشه🤪مزه اش بره تو دهنت بعد با دستت یه گوجه سبز ترش نمک خورده رو برداری یواش یواش گاز بزنی...خب دیگه آب دهنتو قورت بده تموم شد🤣

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ظرف ها را مرتب کرد یا رفت؟

آیا سم نیز داشت؟

کاش میگذاشتی ظرف ها را مرتب کند

پروفایل خودمم 🎀 آوای ته تغاری💅🏻👄 خدای رقص و هنر🖌📸💃🏻باوقارم اما سلیطه ام💀🎀 مرتیکه لاشی درخواست ندههههههه پدر نامعلوم🔪🩸 تو تاپیک های من مزه پرونی نکنید مگر اینکه واقعا عنوان تاپیکم فان باشه🙃❕️ضمنا اگر قبلا باهات دعوام شده و دیدی تو یه تاپیک دارم جوابتو میدم🤮، بدون که اونقدر ارزش برات قائل نیستم که بخوام اسم کاربری گوهت رو موقع دعوا حفظ کنم تا بعدا بشناسم و جوابتو ندم اوکی ؟ 👍🏻🤣 خوب حرف بزنی خوب حرف میزنم 🥰💋بد حرف بزنی میرینم بهت👺💩 دختر خوبی ام البته تا قبل اینکه که کسی پا رو دمم بذاره!!️

من ترسیده بودم برادرم هنوز بیداربود هراسان اومد وپرسید چی شده براش گفتم خندید وگفت خیالاتی شدی وپشت سراون بقیه هم یکی یکی اومدن وپرسیدن چیشده جیغ زدی وبعدهم که براشون گفتم مثل برادرم مرا جدی نگرفتندوتنها مادرم‌ کمی پشتیبانی کرد اونم نه اینکه تاییدم کنه فقط گفت شاید گربه بوده توترسیدی خوب ندیدیش ولی گربه ای درکار نبود...

چندروزی گذشت وهمه چیز عادی بود داشتم قانع میشدم که توهم  زده بودم که یکروزنزدیکای غروب نشسته بودم روی مبل ودرس میخوندم که ناگهان دربازشد ویک خانم چادرمشکی که صورتش 

پوشیده بود توی اطاق سرک کشید ورفت ودربسته شد دویدم در روبازکردم بیرون رونگاه کردم کسی نبود هراسان دویدم توی آشپزخونه پیش مامانم..مامانم پرسیدچی شده چرا رنگت پریده که همانجا ازحال رفتم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز