عموم با اینکه زن داشت بنا بر دلایلی اومد خواستگاری خالم و زن اول رضایت کتبی نداد که اینا عقد کنن
الان خالم میخاد دعا بگیره برا زنعموم که زبونش بسته بشه و نیاز به عکس داره،عکسشم تو آلبوم خونه ما هست
بعد به من گفت بیا عکسش و بفرست برام ،منم گفتم این کارو نمیکنم خاله به یکی دیگه بگو ،(چون دوست ندارم واسطه چنین کاری بشم و میدونم عواقب داره و کارما)بعد به من گفت بیشعور آشغال نخواستم انجام بدی😐
اینم بگم خاله من خیلی آدم مهربون و عاقله،همچین حرفی که زد برام عجیب بود ،منم هیچی نگفتم و زود قطع کردم
واقعا ناراحت شدم و بم برخورد
خب من دوست ندارم قاطی همچین چیزایی بشم