من باردارم خواهرم گفت روغن زرد برات خوبه. مامان تو بارداری من بهم داده بود ، داداشم فروشگاه داره ( با مامانم زندگی میکنه و اصلا حساب و کتابشون جدا نیست ) هر چی دارن از همدیگه دارن مامانم همه چیش در اختیار ایناست و ..
بعد من طلبکارانه ب مامانم گفتم روغن زرد واسه منم بده
مامانم میره فروشگاه داداشم برادرزادم اونجا بوده میگه یه روغن بده واسه عمت میگه خودش بیاد ببره مامانم میگه چ فرقی میکنه میگه پس اول حساب کن !
حالا این پسره روزی ملیون ملیون از مامانم و داداشم میخوره و خرج در و داف ها میکنه
مامانمم کارتشو میده حساب میکنه
من یه چوب کبریت از فروشگاه ببرم حساب میکنم حتی اضافه هم میکشم از این میسوزم چرا ب مامانم با اون لحن گفته چند وقت پیش ۳ تومن خرید کردم یه آدامس ۳۰ تومنی برداشتم برگشتم دوباره ۶۰ ت کارت کشیدم یعنی تا این حد پول برام بی ارزشه و راضی نیستم ب زحمت دیگران
فقط خیییلی سوختم مامانم بخاطر من اینطور ضایع شده و خیال میکردم مغازه در اختیارشه و موقع تحویل روغن با مامانم حساب میکنم، اصلا دیگه نمیتونم روغن رو بخورم 😭