منم قرار بود زنده زنده بکش
مادرم هنوز که هنوزه با شوهرمو با شمر یکی میدونه
مادر شوهرم تو روم بهم مبگه جادوگر
یه شوهرت بگو سریع یه کاری کنه بریت سر خونه زندگیت
من وایه این کار همه طلا هام غیر یه النگو و حلقم رو فروختم
عروسی همنگرفتم تا بتونیم بریم سر خونه زندگی